تبليغاتX
سیاهی چسبناک شب -
و رفت تا لب هیچ
 و پشت حوصله نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
 که ما میان پریشانی تلفظ درها
 برای خوردن یک سیب
چه قدر تنها ماندیم

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:5  توسط تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان