![]() |
![]() |
|
|
اون اوایل که اومده بودم خیلی تنها بودم . تا اینکه با آتنای عزیز آشنا شدم . آتنا با حرفها و نوشته هاش و با جوابهایی که به نوشته های من میداد منو از تنهایی در آورد . روزی که این مطلب رو نوشت که میخواد وبلاگش رو حذف کنه خیلی ناراحت شدم . دیگه حال و حوصله آپ کردن نداشتم . یه روز اومدم دیدم که رفته و دیگه خبری ازش نیست . دیگه اصلا حال ورود به اینترنت رو هم نداشتم . چند روزی الاف و بیحال بودم . حالا تصمیم گرفتم برای خودم و برای بقیه کسانی که مثل من با آتنا آشنا بودند ، این وبلاگ رو باز کنم . هرچند که آتنا نیست ، ولی من براش می نویسم . تا وقتی دوباره برگشت بدونه که تو این مدت به یادش بودم . شما دوستان هم اگه مطلبی برای آتنا داشتید ، پیام بگذارید تا براش ثبت کنیم . اگه کسی هم مایل باشه میتونه رمز عبور دریافت کنه |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 1:47 توسط تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|